عبد الحي حبيبى
20
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
شى فاهيان از راهبان مذهبى بودائى چينى است ، كه در سنه 399 م براى فراهمآورى كتب ناياب دينى از چانگان برآمده و بعد از 14 سال مسافرت در سنه 414 م به نانكن باز گشت ، وى كتب متعدد هندى را به زبان چينى ترجمه كرده و سفرنامهء خود را نيز نوشت و بعمر 86 سالگى بمرد . فاهيان از كاشغر به مجارى درياى سند عليا رسيده و ولايت گندهارا و پشاور و بنون را با معابد هده جلالآباد كنونى ديدن نموده است . وى سوهوتو SU - HU - TO ( سوات ) و گندهارا و چوچاشى لو CHU - CHA - SHI - LO ( تكسيلا ) و فولوشا FO - LU - SHA ( پشاور ) و هيلو Hi - LO ( هده ) و ناكى ( ننگرهار ) و لويى LO - I ( روه ) « 1 » و پونه PO - NA ( بنو ) را ديدن نموده و معابد و آثار متبرك بودا را در هر جا شرح ميدهد ، و از بنوبه ماوراى درياى سنتو ( سند ) ميگذرد . شرحيكه فاهيان از معابد و متبركات و شاهان و مردم و السنه و البسه و رسوم و آيين اين سرزمين ميدهد ، نهايت دلچسپ است ، و مخصوصا گزارش معابد معمورهء كنيشكا در پشاور و كشكول بودا در انجا و هيلو معبد زرنگار هدهء جلالآباد كه براى جمجمهء بودا اعمار شده بود « 2 » و پادشاه آنجا هشت نفر را از خانوادهاى بزرگ
--> ( 1 ) - روه سرزمين پشتونخوا و مسكن پشتون است ، بقول فرشته عبارت از كوهستان مخصوص بود كه باعتبار طول از سواد باجور است تا قصبهء سيوى ، كه از توابع بكهر است ، و به اعتبار عرض از حسن ابدال تا كابل و قندهار در حدود اين كوهستان واقع شده است ( تاريخ فرشته جلد اول ص 18 طبع لكنهو 1321 ق ) و ازين سند قديم فاهيان برمىآيد كه اين نام خيلى قديمست كه تا جلوس احمد شاه بابا مستعمل بود و در ادبيات پشتو و كتب تاريخ بعد از مغل فراوان به نظر مىآيد ، و در هند افغانان را روهيله گفتندى كه روهيل كهند هند منسوب به اين نامست . مردم ملتان و ديرهجات از جت و بلوچ و غيره كوهسار سليمان را كه به طرف غرب سرزمين ايشان مانند ديوارى ايستاده است تاكنون ( روه ) گويند كه در زبانهاى ايشان مفهوم كوه را دارد . ( 2 ) - هد در پشتو به معنى استخوانست و همين هيلوكه فاهيان ذكر كرده هدهء كنونيست و شايد اين جاى به همين جمجمهء بودا هده يعنى جاى استخوان ناميده شده باشد .